پیشنهاد میشود ، جهت دسترسی سریع به اطلاعات

درخواستی از بخش جستجوی وبسایت استفاده نمائید.

طراحی سایت
دوشنبه 15 آذر 1395.
امروز :
Dec 05 2016.
میلادی :

ساعات فروش و پاسخگویی

شنبه تا چهارشنبه از 9 الی 15

 

پنج شنبه ها از 9 الی 13

 

در ایام تعطیل امکـان ارتباط فقط از طریق "فرم تماس با ما" وجود دارد.

تلفن های تماس - تهران:

 

66179437       66178047

 

تماس ضروری: 6161403-0990 

ورود کاربران

جهت دسترسی کامل به بخش های مختلف وب سایت مانند بخش دانلود، نیاز به ثبت نام میباشد.

نمایش تعداد بازدید

امروز1918
دیروز3918
جمع کل922810

آی پی شما 54.161.130.145 سیستم عامل و مرورگر Unknown - Unknown دوشنبه, 15 آذر 1395 12:03

اوقات شرعی

 تلسکوپ (راهنمای خرید تلسکوپ) Telescope


ژئو تکنيک مفتخر است که با کيفيت ترين تلسکوپ ها را با مناسب ترين قيمت در اختيار علاقمندان به طبيعت فراموش شده قرار دهد.

برای رصد لزوما تلسکوپ نیاز نیست بلکه اولین قدم منجم ، یادگیری یافتن اجرام با چشم غیر مسلح است.


فعلا تلسکوپی برای فروش موجود نیست و این صفحه صرفا جهت بالا بردن اطلاعات عمومی مشتریان ایجاد شده است. بمحض واردات مجدد این صفحه بروزرسانی خواهد شد. لطفا برای خرید تلسکوپ و یا اطلاع از قیمت تلسکوپ اطلاعات این صفحه را ملاحظه فرمائید.

در حال حاضر موجودی صفر است.

WilliamOptics Celestron SkyWatcherLogo sirius

Orion  Vision King Meade
blueline 

بازدید کننده محترم همانطور که میدانید رصدگری کاری است تخصصی ، برای تهیه ابزار رصدی مناسب ، مطالبی عرض میگردد.


1 - بایستی جهت یابی ، مختصات خوانی را فرا گرفت ( اگرندانیم در چه ساعتی در چه مختصاتی دنبال چه چیزی بگردیم و صرفا بخواهیم تصادفی به سمتی زوم کنیم چیزی نخواهیم یافت) سعی کنیم که عضو گروه های نجومی شده و اینطوری انگیزه ی بیشتری پیدا کرده و می توانیم بهتر پیشرفت کنیم , تنهایی حرکت کردن سخته و باعث می شه که پیشرفت منظمی نداشته باشیم در حالی که در گروه همیشه یک مسیر رو به رشدی رو داریم , این گروهها در فصل تابستان در فرهنگسراها یافت میشوند. انتشارات گیتا شناسی کتابی تحت عنوان مختصات اجرام سماوی منتشر نموده که با استفاده از آن میتوان مختصات اجرام مختلف را یافت البته بایستی مختصات خوانی را قبلا یاد گرفته باشیم.
2 - هر از چند گاهی بایستی از شهر فاصله گرفت زیرا نورهای ساطع شده از شهرها مانع رصد میشوند. با داشتن بهترین ابزار رصد و همچنین علم رصد ، اگر از شهر فاصله نگیرید دیر یا زود دلزده خواهید شد و انگیزه خود را از دست داده و برای انباری منزل باید بفکر فضایی اضافه باشیم.
3- مهارت و سرعت استقرار ابزار رصدی نیز عاملی است که با تجربه بدست می آید و نباید یکباره انتظار رصدی موفق داشت!
4- در طول شبانه روز با چشم غیر مسلح میتوان 5 سیاره را مشاهده نمود! صرفا تلسکوپ ابزار رصدی نبوده و برای شروع میتوان از دوربین ها دو چشمی با قطر دهانه بالا مانند دوربین 70*15 استفاده نمود. شاید این تصور بوجود بیاید که بعدها که حرفه ای شدیم این دوربین دیگر بکار نمی آید! و خرید آینده نگرانه ای نکردیم !! در این مورد عرض میشود که دوربین نجومی حتی زمانی هم که حرفه ای شدیم بدرد می خورد و هرگز بی نیاز به کاربرد هاش نمی شوید با یک همچین ابزاری بیش از 150 جرم آسمانی را میتوان رصد کرد و لازم بذکر است که حرفه ای ها همیشه بیش از یک ابزار برای رصد دارند.
5- از ابزار رصدی خود انتظاری بیش از حد نبایست داشت قبل از خرید تلسکوپ بدانیم که نمی توان تصاویری زیبا , رنگی و خیره کننده شبیه به اون تصاویری که توی سایت ها و مجله ها , از آسمون درج میکنند ، دید !!! اون عکسها با تلسکوپ های قوی ، فیلتر و بعضاً از خارج از جو گرفته شده که شما با این تلسکوپ های آماتوری از روی سطح زمین نمی توانید همچین تصاویری رو ببینید. البته آب دریا را اگر نتوان کشید هم بقدر تشنگی باید چشید. در ضمن تلسکوپ های شکستی بیشتر برای رصد سیاره ها و سطحشون استفاده می شوند و تلسکوپ های انعکاسی بیشتر برای رصد سحابی ها و کهکشان ها.

80500 تلسکوپ شکستی

80500

76700 تلسکوپ انعکاسی

76700

60900 تلسکوپ شکستی

60900

60700 تلسکوپ شکستی

60700

50360 تلسکوپ شکستی

50360

 Laser Pointer - لیزر پوینتر سبز با برد بالا

لیزر سبز برد بالا

127700 تلسکوپ شکستی

127700

150750 تلسکوپ نیوتونی

150750

114900 تلسکوپ آئینه ای

114900

90500 تلسکوپ شکستی

90500


blueline

با تلسکوپ انعکاسی 8 اینچ سیاره مشتری چگونه خواهد بود؟

 تلسکوپ چيست؟

كلمه تلسكوپ از واژه يوناني "تلسكوپين" گرفته شده است. "تله" به معناي دور و "اسكوپين" به معناي ديدن است. بنابراين ، تلسكوپ وسيله‌اي است كه با آن مي توان فواصل دور را به وضوح ديد.


بزرگنمايي واقعي تلسکوپ چقدر است؟

در بعضي از تبليغات مي نويسند: با بزرگنمايي بيش از 500 برابر!!! و بدين وسيله مي خواهند وانمود کنند هر چه قدرت بزرگنمايي تلسکوپ بيشتر باشد، آن تلسکوپ بهتر است. اما اين قضيه حقيقت ندارد. برعکس، از نظر متخصصين بزرگنمايي مهمترين خصوصيت يک تلسکوپ نيست. به طور نظري، تلسکوپ ها را مي توان طوري ساخت که بزرگنمايي بسيار زيادي داشته باشند! اما براي بدست آوردن بيشترين بزرگنمايي تلسکوپ ، بايد اين نکته را در نظر داشت که تصوير بدست آمده بايد واضح و از کيفيتي قابل قبول برخوردار باشد. اين در صورتي است که به ازي هر 2.5 سانتي متر قطر شيئي تلسکوپ نبايد بيش از 50 برابر بزرگنمايي به دست آورد. پس بهترين بزرگنمايي قابل قبول براي يک تلسکوپ 3 اينچي (75 ميليمتري) 150 برابر است. استفاده از بزرگنمايي هاي بيشتر (استفاده از چشمي هاي با فاصله کانوني کم) تصويري نا واضح و مات به دست خواهد داد.
بزرگنمايي تلسکوپ عبارت است از نسبت فاصله کانوني شيئي به چشمي

 

مشخصه اصلي يک تلسکوپ چيست؟

مشخصه اصلي يک تلسکوپ گشودگي (قطر عدسي يا آينه اصلي) آن است. هرچه قطر گشودگي تلسکوپ بيشتر باشد نور بيشتري را جمع آوري مي کند و تصوير واضح و روشنتري به دست مي دهد. در اين صورت مي توان اجرام کم نوري مثل سحابي ها و کهکشان ها را ديد.
توان جمع آوري نور، با مجذور قطر عدسي متناسب است. قطر مردمک چشم در هنگام شب تقريباً 6 ميليمتر است. پس تلسکوپي با قطر 24 ميلي متر (4 برابر قطر چشم)، 16بار بيشتر از چشم نور جمع آوري مي کند. تلسکوپ 48 ميلي متري، 64 بار بيش ازچشم نور جمع مي کند و...

 

توان تفکيک، يعني اينکه تلسکوپ جزئيات جرم مورد رصد را چقدر تفکيک مي کند. در نور زرد- سبز (ميانه طيف مرئي)، توان تفکيک بر حسب ثانيه قوس از رابطه زير حساب مي شود.
عدد 12.5 تقسيم بر قطر شيئي = توان تفکيک ( a )

 

کدام تلسکوپ، شکستي، بازتابي يا اشميت-کاسگرین؟

معمولا" تلسکوپ ها را به دو نوع اصلي شکستي و بازتابي تقسيم مي کنند. در تلسکوپ شکستي از يک عدسي براي جمع آوري و کانوني کردن نور استفاده مي شود. در تلسکوپ بازتابي يک آينه مقعر نور را کانوني مي کند. هر دو براي رصد مناسبند. اما هر کدام مزايايي خاص دارند. تلسکوپ هاي بازتابي اغلب گشودگي زياد دارند، اما نسبتاً ارزان هستند. با وجود اين تلسکوپ هاي شکستي معمولاً تصاويري واضح تر نسبت به تلسکوپ هاي بازتابي به دست مي دهند. منجمان آماتوري که مي خواهند جزئيات سطح سيارات را نگاه کنند از تسلکوپ شکستي، و آنهايي که مي خواهند به اجرام کم نور مثل سحابي ها و کهکشان ها نگاه کنند از تلسکوپ بازتابي استفاده کنند.
نوع سوم تلسکوپ ها که تقريباً ترکيبي از اين دو نوع به نام کاتاديوپتريک که در آنها از آينه مقعر به عنوان شيئي و از يک عدسي تصحيح کننده در جلوي لوله تلسکوپ استفاده مي شود. به اين نوع تلسکوپ اشميت-کاسگرن هم گفته مي شود. حسن اين نوع تلسکوپ ها در آن است که معمولاً طول لوله تلسکوپ کمتر است و عدسي ابتدي لوله نقش تصحيح کننده پرتوهاي نور را دارد. اين مدل ها هم محسنات تلسکوپ هاي بازتابي و هم شکستي را دارا است و حجم کم آنها حمل و نقل شان را ساده مي کند. اما قيمت آنها کمي گران است. دو توليد کننده عمده اين تلسکوپ ها، شرکت Celestron و ديگري Meade است. تلسکوپ هاي شرکت Celestron از نظر اپتيکي از شرکت Meade پيشي گرفته است. اما شرکت Meade در بخش الکترونيکي تلسکوپ از مرغوبيت بيشتري برخوردار است.

 


تلسکوپ بزرگ بهتر است يا کوچک؟

اين حقيقت دارد که تلسکوپ بزرگتر جزئيات بيشتر و اجرام کم نورتر را بهتر نشان مي دهند بسياري را به اين باور مي کشانند، که تلسکوپ هاي کوچک ارزش خريدن ندارند. اما حتي يک تلسکوپ شکستي 60 ميليمتري مي تواند با نشان دادن اجرام زيادي شما را سال ها سرگرم و مجذوب کند. بسياري از علاقمندان به ستاره شناسي؛ همين تلسکوپ هاي کوچک را براي هميشه نگه مي دارند. اگر چه داشتن يک تلسکوپ بزرگ در تخيل همه ما خانه کرده و آدم را هيجان زده مي کند، اما داشتن تلسکوپ هاي بزرگ دردسر هم دارد. براي حمل به حياط، پشت بام، يا اتوموبيل يا هنگام نصب اين تلسکوپ ها، دردسرشان آشکار مي شود. بهترين تلسکوپ بزرگترين تلسکوپ نيست. بهترين تلسکوپ، تلسکوپي است که هميشه بتوانيد از آن استفاده کنيد. حمل و استفاده آسان، معيارهاي اصلي براي استفاده از تلسکوپي است که مي خواهيد از آن با لذت رصد کنيد.

 


دوربين هاي تک چشمي يا دو چشمي به درد رصدهاي نجومي مي خورند يا نه؟

دوربين هاي تک يا دوچشمي که اغلب مورد استفاده شکارچيان است يکي از راحت ترين، با صرفه ترين و شايد واجب ترين وسيله اي است که حداقل براي شروع يادگيري منظره آسمان و صورفلکي به کار مي آيد. اين دوربين ها ميدان ديد وسيعي دارند. البته عيب عمده اين دوربين ها بزرگنمايي ثابت آن ها است، چون چشمي آن ها قابل تعويض نيست. عيب عمده ديگر اين دسته از دوربين ها مشکل استقرار آن ها است. اغلب دوربين هاي تک چشمي روي سه پايه نصب نمي شوند و نگه داشتن دوربين هاي دو چشمي دردسرهاي فراوان دارد. به رغم ميدان ديد زياد اين دوربين ها، حتي با وجود ساخت پايه اي براي رفع اشکال استقرار آن ها، هنوز مشکل رديابي اجرام باقي است. با همه اين ها، هنوز دوربين هاي تک چشمي و دوچشمي يکي از ابزارهاي لازم براي هر اخترشناس حرفه اي و آماتور است و تازه، عيوب آن به قيمت کم شان مي ارزد.

 

استقرار سمت ارتفاعي بهتر است يا استوايي؟

پايه هاي سمت-ارتفاعي، درست مانند پايه هاي دروبين عکاسي فقط به بالا و پايين و چپ و راست حرکت مي کنند و از اين رو لوله تلسکوپ فقط در همين جهات حرکت خواهد کرد. بهترين نوع از پايه هاي سمت-ارتفاعي، آنهايي هستند که پيچ حرکت آرام دارند که به درد دنبال کردن جرم مورد نظر مي خورند (البته فقط در جهت هاي گفته شده). با وجود اين، پايه هاي سمت-ارتقاعي نمي توانند ستاره ها را در حرکت قوسي شان دنبال کند.
پايه هاي استوايي پيچيده ترند و برخلاف سمت ارتفاعي مي توانند ستاره ها را بدون دردسر، در مسيرشان از شرق به غرب دنبال کنند. اگر تلسکوپ موتوري هم براي رديابي داشته باشد. اين کار را به صورت خودکار انجام مي دهد. داشتن موتور ردياب، کمک بسيار بزرگي است، چون مثلاً هنگام استفاده از بزرگنمايي 100 يا بيشتر، ميدان ديد تلسکوپ کاهش مي يابد و در کمتر از 40-50 ثانيه جرم مورد نظر از ميدان ديد خارج مي شود. تنظيم هاي مجدد و قراردادن جرم مورد نظر در مرکز ميدان ديد کاري است خسته کننده و از طرفي هر بار هنگام تنظيم، امکان لرزش تلسکوپ و در نتيجه ابهام تصوير هم وجود دارد.

 


بهترين فاصله کانوني براي تلسکوپ ها کدام است؟

فاصله کانوني تلسکوپ و اينکه اين فاصله چقدر بايد باشد، مهمترين مشخصه تلسکوپ نيست. تلسکوپ هایي با فاصله کانوني کم (400 تا 700 ميليمتر) بزرگنمايي کم و ميدان ديد زياد دارند. در عوض فاصله کانوني زياد (1300 تا 3000 ميليمتر) بزرگنمايي زياد و ميدان ديد کمي دارند. به همين دليل، تلسکوپ هاي با بزرگنمايي کم را براي مشاهده اجرام کم نور و معمولاً کهکشان خودمان استفاده مي کنند و تلسکوپ هاي با بزرگنمايي زياد را بيشتر براي مشاهده سيارات انتخاب مي کنند.


چرا اجرام در تلسکوپ‌هاي آماتوري کوچک و کم‌نور ديده می‌شوند؟

اين سؤال جواب‌هاي متعددي دارد. نمی‌توان انتظار داشت مناظري همانند تصاوير خارق‌العاده‌اي که تلسکوپ‌هاي پيشرفته و حرفه‌‌اي همانند تلسکوپ فضايي هابل گرفته‌اند را در يک تلسکوپ آماتوري نظاره کرد. متأسفانه نمي‌توان جزئيات و رنگ‌هايي که در تصاوير ذکر شده ديده مي‌شود را با اين تلسکوپ ‌ها ديد. اجرام اعماق آسمان مثل کهکشان‌ها يا سحابي‌ها، اغلب اوقات به صورت لکه‌هاي غبارآلود کم‌نور به نظر می‌رسند. با يک تلسکوپ بزرگ‌تر فقط مي‌توان اين لکه‌هاي کم‌نور را واضح‌تر ديد، ولي باز هم نمي‌توان هيچ رنگي را تشخيص داد.
سياراتي همانند زحل يا مشتري از درون يک تلسکوپ آماتوري کوچک، تقريباً به اندازه‌ي يک سکه که در يک بشقاب قرار دارد، در ميدان ديد رؤيت مي‌شوند. لازم به ذکر است که اگر منظره‌اي که از سيارات مي‌بينيد، جزئياتي که توقع داريد را ندارد، بدانيد که اين مسئله دلايل قابل توجيه خود را دارد: 1) يکنواخت نبودن جو. 2) تلسکوپي که زمان کافي براي سرد شدن تا دماي بيرون را نداشته. 3) اپتيکي که به اندازه‌ي کافي بزرگ و خوب نيست که بتواند آن جزئياتي که انتظار ديدنشان می‌رود را نشان دهد. هر يک از اين موارد می‌تواند به تنهايي باعث شود تا تصوير خوبي در تلسکوپ ديده نشود. به‌خاطر داشته‌باشيد که "رصد" از پشت يک چشمي به همان اندازه که مهارت است، يک هنر است. هر چقدر بيشتر رصد کنيد، توانايي شما در رصد اجرام بيشتر می‌شود.
نکته: يک وسوسه ا‌ي مشترک در بين تمام آماتورهايي که شروع به استفاده از تلسکوپ می‌کنند اين است که با بيشترين بزرگنمايي شروع کنند. ولي اين کار باعث می‌شود که يافتن اجرام سخت شده و تصاوير مبهم و تار ديده شوند. بهتر است که با کمترين بزرگنمايي چشمي که داريد شروع کرده و کم‌کم بزرگنمايي را افزيش دهيد.

 


زماني که آينه يا عدسي و يا چشمي تلسکوپ کثيف می‌شود، آيا بايد آن را تميز کرد؟ با چه وسيله‌اي؟

اغلب مردم در مورد هر ذره‌ي غباري که روي وسيله‌ي اپتيکيشان می‌نشيند نگران شده و با وسواس آن را پاک مي‌کنند. در مقابل رصدگران ديگري هم هستندکه هيچ‌گاه اپتيک خودشان را تميز نمي‌کنند. استدلال دسته‌ي اخير اينست که امکان دارد در هنگام تميز کردن، در مقيسه با زماني که تميز نمی‌شوند، آسيب بيشتري به سطح شيشه‌اي حساس عدسی‌ها يا آينه‌ ها برسد.
اما راه حل چيست؟ پيشگيري و اعتدال در اين مورد بهترين راه حل است. در مواقعي که از تلسکوپ يا دوربين دوچشمي خود استفاده نمي‌کنيد، درپوش لنز آن را بگذاريد و فقط زماني که واقعاً ضروري است، براي تميز کردن آن اقدام کنيد.
براي پاک کردن آينه‌ي تلسکوپ بازتابي، آينه را از جايش درآورده و با آب مقطر آن را بشوييد. اگر پس از اينکار تميز شد، با دقت آن را بوسيله‌ي جريان هوا (سشوار) خشک کنيد. اگر تميز نشده بود، بگذاريد آينه در آب گرم کاملاً خيس شود. سپس يک قطره مايع ظرفشويي به آن اضافه کنيد (قبلاً از تميز بودن ظرفي که در آن شستشو صورت می‌گيرد اطمينان حاصل کنيد) سپس دوباره با آب مقطر آن را بشوييد. اگر هنوز کثيف بود، از مقدار بيشتري مايع شوينده استفاده کنيد.
براي تميز کردن عدسي تلسکوپ شکستي، بايد از روش ديگري استفاده کرد. هرکاري که می‌کنيد، ابداً آن‌ها را باز نکنيد! بهترين راه براي پاک کردن عدسي‌ها اين است که به آرامي ذرات را با يک پارچه‌ي بدون کرک يا پارچه‌ي کتاني که به الکل ايزوپروپيل خالص يا يک محلول مخصوص پاک کردن عدسي آغشته شده، پاک کنيد. ولي در ابتدا اطمينان حاصل کنيد که هيچ ذره‌ي غباري روي سطح عدسي وجود ندارد: مي‌توانيد اين کار را با دميدن هوا يا يک قلم‌موي نرم با موهاي کم انجام دهيد. قلم‌موي سخت امکان دارد پوشش روي عدسي و يا حتي روي خود شيشه‌ي عدسي را خش بيندازد.

 


چرا ستاره قطبي را هميشه در يک نقطه ثابت مي بينيم؟

زمين دور محوري مي چرخد که اگر اين محور را به سمت شمال امتداد دهيم در فاصله بسيار دوري به ستاره قطبي خواهيم رسيد. فاصله ستاره قطبي از منظومه شمسي ما آنقدر زياد است که مدار گردش زمين دور خورشيد مانند چرخش يک نقطه بسيار ريز مي ماند. اگر فردي در قطب شمال زمين ايستاده باشد ستاره قطبي را درست بالاي سر خود خواهد ديد. البته امتداد محور چرخش زمين در فضا ثابت نيست و در يک دوره 26 هزار ساله دور يک دايره مي چرخد. بطوريکه تا 2000 سال ديگر امتداد محور چرخش زمين به ستاره ديگري به نام نسر واقع (وگا) ختم مي شود و پس از يک دوره 26000 ساله دوباره امتداد محور چرخش زمين با ستاره قطبي فعلي منطبق مي شود.

 

ستاره شناسان چگونه فاصله ستارگان تا زمين را محاسبه مي کنند؟

همانطور که مي دانيد فاصله برخي از ستاره ها تا زمين به هزاران سال نوري مي رسد. اگر اخترشناسان مي خواستند با محاسبه زمان ارسال و برگشت پرتوهاي نوري يا امواج فاصله زمين تا ستاره ها را اندازه بگيرند مي بايست هزاران و حتي ميليونها سال منتظر مي ماندند.
دانشمندان رياضيدان راه حل ساده اي به نام اختلاف منظر يافته اند که با اين شيوه مي توان به راحتي فاصله اجسام دور را محاسبه کرد.
براي فهم بهتر ابتدا مثالي مي زنيم : مدادي را مقابل چشمان خود بگيريد. ابتدا چشم چپ را ببنديد و با چشم راست به آن نگاه کنيد. بعد چشم راست را ببنديد و با چشم چپ به آن نگاه کنيد. حتما" به نظرتان آمده که مداد چند سانتي متر جا به جا شده است. با همين روش ساده بود که اخترشناسان توانستند شعاع کره زمين و به دنبال آن فاصله ماه و خورشيد از زمين را پيدا کنند.
با دانستن فاصله زمين تا خورشيد مي توان به راحتي فاصله زمين تا ستاره ها را محاسبه کرد.
اخترشناسان از يک ستاره مشخص دو عکس به فواصل 6 ماه از هم مي گيرند. وقتي اين دو عکس را با هم مقايسه مي کنند به نظر مي رسد که ستاره چند درجه در آسمان جابه جا شده است. با داشتن فاصله زمين تا خورشيد و زاويه ( نصف زاويه اي که به نظر ستاره جابه جا شده ) و به کمک فرمول مثلثاتي ساده مي توان فورا" فاصله چند سال نوري از زمين تا اين ستاره را محاسبه کرد.

 

سحابي چيست؟

در بسياري از مناطق فضاي ميان ستاره اي ابرهاي بزرگي از گاز و غبار وجود دارند که آنها را سحابي (به معني ابر) مي نامند. سحابيها را به سه گروه رده بندي مي کنند: سحابيهاي نشري- بازتابي و تاريک.
در سحابيهاي نشري يک يا چندين ستاره بسيار سوزان (از رده هي طيفي Oيا B) جا دارند. اين ستاره هاي بسيار داغ موجب تحريک گازها و درخشش سحابي مي شوند. نمونه جالب توجهي از اين گونه سحابي بزرگ جبار است. اين سحابي با چشم غير مسلح به صورت توده مه آلود کم نوري ديده مي شود. اگر ستاره ها مقداري سردتر باشند يا اينکه چگالي گازها در سحابي زياد باشد  گازها فقط نور ستاره ها را بازتاب مي دهند. در اين صورت سحابي را بازتابي مي نامند. سحابي که ستاره هاي خوشه پروين را در بر گرفته از نوع بازتابي است.
در برخي موارد هم هيچ گونه ستاره ي در درون يا نزديکي سحابي قرار ندارد. به همين جهت سحابي را تاريک مي نامند. مشاهده سحابيهاي تاريک فقط در صورتي ممکن است که در مقابل سحابيهي نشري يا بازتابي قرار گيرند. سحابيهي تاريک نور ستاره هاي پشت خود را جذب مي کنند. اخترشناسان عقيده دارند که ستاره ها در درون اين سحابيها متولد مي شوند. سحابي سر اسبي نمونه جالب توجهي از اين گونه سحابيهاست.
جدا از سه گروه سحابيها برخي از سحابيها از ستاره ها تشکيل مي شوند. ستاره هايي مانند خورشيد در پايان زندگي خود يعني در مرحله غول سرخي لايه هاي بيروني جو خود را به صورت سحابي در فضا مي پراکنند. اين سحابيها را سياره نما مي نامند. زندگي ستاره هاي پر جرمتر از خورشيد با انفجاري ابرنواختري پايان مي يابد و سحابي بزرگ و گسيخته اي از انفجار به جا مي ماند که آن را سحابي باقيمانده انفجار ابرنواختري مي نامند.

 

فرق بين تلسکوپهاي شکستي و بازتابي چيست؟

در ساختار تلسکوپهاي شکستي نور رسيده از اجرام آسماني از عدسيهايي عبور مي کنند. ساده ترين نوع تلسکوپهاي شکستي به اين صورت است که دو عدسي در دو سر لوله تلسکوپ قرار مي گيرد. آن عدسي را که رو به سمت اجرام آسماني مانند ستاره ها و ماه و... قرار دارد عدسي شيئي مي نامند و عدسي ديگري را که ناظر از آن تصوير را مي بيند عدسي چشمي مي گويند. نور اجرام آسماني از فاصله بسيار دوري به ما مي رسد. به همين دليل به صورت پرتوهاي موازي از عدسي شيئي مي گذرد. پرتوها پس از گذر از عدسي شيئي مي شکنند و در نقطه ي به نام کانون متمرکز مي شوند. شايد شما هم تجربه کرده باشيد که اگر يک عدسي را در مقابل نور خورشيد نگه داريد پرتوهاي خورشيد را در يک نقطه کانوني مي کند. فاصله ميان کانون و عدسي شيئي را فاصله کانوني عدسي شيئي تلسکوپ مي نامند که براي هر تلسکوپي اندازه آن مشخص است و قابل تغيير نيست. کار عدسي چشمي بزرگنمايي تصوير است. در تلسکوپها عدسي چشمي قابل تغيير است و در نتيجه بزرگنمايي تغيير مي کند.
ولي در تلسکوپهاي بازتابي يک آينه مقعر نور را جمع و در يک نقطه کانوني مي کند که آن را آينه اصلي تلسکوپ مي نامند. در تلسکوپهاي بازتابي اين آينه نقش همان عدسي شيئي را در تلسکوپهاي شکستي دارد. ولي در انتهاي لوله تلسکوپ قرار مي گيرد. نور از آينه اصلي به سوي آينه ديگري باز مي تابد و از آنجا به عدسي چشمي مي رسد. تلسکوپهاي بازتابي مختلف ساختمان نوري متفاوتي دارند. ساده ترين گونه آنها تلسکوپ نيوتوني است که نخستين بار نيوتون آن را ابداع کرد.

 

فرق بين يک ستاره و سياره در چيست؟

ستارگان گوي هاي عظيمي از گازهاي هيدروژن و هليم هستند که به دليل دارا بودن فشار و دماي بسيار زياد در مرکزشان از خود نور و انرژي در فضا منتشر مي کنند.ولي سيارات اجرامي سرد و جامد (مانند زمين) يا گازي (مانند مشتري) هستند که بيشتر از عناصر سنگين تشکيل شده اند و از خود نوري ندارند و همچنين به دور ستارگاني همانند خورشيد در گردش هستند.

 

سال کبيسه چيست؟

چون يک سال شمسي با 365 روز و 6 ساعت برابر است هر چهار سال 366 روز مي شود که آن را سال کبيسه مي نامند. يعني هر چهار سال شمسي سه سال آن شمسي و سال چهارم کبيسه است. اين قراداد به توصيه منجم رومي الکساندر سوشيرن رعايت مي شود.
در تقويم هاي اروپايي اين روز را هر چهار سال يک بار به ماه فوريه (دومين ماه ميلادي) اضافه مي کنند که آن سال را سال ژولين مي نامند.در تقويم فارسي هر چهار سال يک بار که کبيسه است ماه اسفند را به جاي 29 روز 30 روز محاسبه مي کنند.

 

اگر فضانوردان بدون تجهيزات مخصوص از فضاپيما خارج شوند چه روي مي دهد؟

ساده ترين موضوعي که به ذهن مي رسد اين است که در فضاي خارج از جو زمين فضانورد بدون اکسيژن مي ميرد. اما حتي اگر فضانورد ذخيره اکسيژن لازم را داشته باشد ولي از لباس مخصوص استفاده نکند سرنوشت بسيار شومي در انتظار اوست. با کاهش فشار جو مايعات در دماهاي پايينتري به جوش مي آيند و سريع تبخير مي شوند. در ارتفاعي که فضانوردان کار مي کنند فشار جو تقريبا" صفر است. به همين دليل اگر لباس مخصوص به تن نداشته باشند آب موجود در بافتهاي بدن آنها در مدت چند ثانيه به سرعت تبخير مي شود و فقط جسم خشک و بي جانشان باقي مي ماند.

 

چرا سيارات چشمک نمي زنند؟

بر خلاف ستارگان که نورشان سوسو مي زنند نور سيارات ثابت به نظر مي رسد. گرچه در نزديکي افق نور سيارات هم دچار نوسان مي شود. ستارگان چون از ما بسيار دور هستند تنها يک شعاع نوري به سوي زمين مي فرستند. اين تک شعاع نوري در هنگام عبور از جو قطع و وصل مي شود و لحظه اي نور ستاره به چشم ما نمي رسد و به نظر چشمک مي زند. ليکن سيارات چون به ما خيلي نزديک هستند همچون يک قرص نوراني هستند که دسته هاي نور به سوي زمين گسيل مي کنند و دسته نور در برخورد با جو زمين دچار گسستگي نمي شود و نورشان ثابت به نظر مي يد.

 

صورت فلکي چيست؟

صورت فلکي گروهي از ستارگان در آسمان هستند که مجموعه هاي قابل تشخيص را تشکيل مي دهند. ستاره شناسان قديمي توانستند بعضي از اين مجموعه ها را پيدا کنند و آنها را به نام موجودات افسانه اي و خديان و الهه ها نامگذاري کنند. امروزه 88 صورت فلکي شناخته شده است و کل آسمان طوري تقسيم شده است که هر ستاره به يک صورت فلکي متعلق باشد. اما ستارگان موجود در هر صورت فلکي چندان ارتباطي با هم ندارند. فقط طوري قرار گرفته اند که وقتي از زمين به آنها نگاه مي کنيد در يک مجموعه قرار دارند. بديهي است چنانچه از يک نقطه ديگر فضا به آنها نگاه کنيم مجموعه ها به صورت ديگري به نظر مي آيند. در بسياري از موارد فاصله ستارگاني که يک صورت فلکي را تشکيل مي دهند از يکديگر بيش از فاصله اي است که با ما دارند.

 

تفاوت بين خوشه هاي کروي و خوشه هاي باز در چيست؟

همه ستارگان کهکشان مانند خورشيد تک و تنها نيستند. برخي از آنها مجموعه هاي دوتايي يا چندتايي و بسياري مجموعه هاي بزرگتري به نام خوشه هاي ستاره اي را تشکيل مي دهند. خوشه هاي ستاره اي به دو گروه عمده رده بندي مي شوند: خوشه هاي باز و خوشه هاي کروي.
هر خوشه کروي بزرگ ممکن است چند صد هزار ستاره داشته باشد. اما خوشه هاي باز معمولا" بيش از چند صد ستاره ندارند و از لحاظ اندازه از خوشه هاي کروي کوچکترند. ستاره ها در خوشه هاي کروي به هم نزديکترند. يعني تراکم ستاره ها در واحد حجم بيشتر است. اين يکي از مهمترين تفاوتهاي ميان اين مجموعه هاي ستاره اي است که موجب تميز شکل ظاهري آنها مي شود. معمولا" تراکم ستاره ها در مرکز خوشه هاي کروي به حدي زياد است که حتي با تلسکوپهاي بزرگ نيز به آساني از يکديگر تفکيک نمي شوند. اما ستاره هاي خوشه هاي باز حتي با تلسکوپهي کوچک نيز تفکيک مي شوند.

 

تلسکوپ فضايي هابل چيست؟

اخترشناسان حتي پيش از آغاز عصر فضا اين رويا را در سر داشتند که تلسکوپي را در مداري به دور زمين قرار دهند. زيرا تلسکوپ در بيرون از جو بهتر از هر ابزاري در سطح زمين مي تواند اعماق کيهان را رصد کند. اين رويا در آغاز سال 1990 به واقعيت پيوست و يک شاتل فضايي توانست تلسکوپ 5/1 ميليارد دلاري هابل را در مداري به دور زمين قرار دهد. تلسکوپ هابل از گونه بازتابي کاسگرين است و آينه اصلي آن 4/2 متر قطر دارد. اين تلسکوپ با ريانه از زمين کنترل مي شود و نسبت به تلسکوپهاي زميني چند مزيت عمده دارد. توان تفکيک آن نسبت به تلسکوپهاي زميني بيشتر است. همچنين به بخش فرابنفش و فرو سرخ طيف نور نيز حساس است. حدود دو ماه پس از پرتاب مشخص شد که آينه اصلي هابل خطي کروي دارد و نور را با دقت مورد نظر کانوني نمي کند. سرانجام با بررسيهاي بسيار اخترشناسان تصميم گرفتند که با کار گذاشتن ابزارهايي در تلسکوپ خطي کرويت آن را تصحيح کنند و در سال 1993 چندين فضانورد کار آزموده تلسکوپ فضايي هابل را تعمير کردند.

 

ستارگان متغير چه هستند؟

همه ستاره ها از نظر درخشندگي ثابت نيستند. درخشندگي بعضي از آنها از يک شب تا شب ديگر و يا حتي از ساعتي به ساعت ديگر تغيير مي کند. تغييرات درخشندگي ستاره ابط الجوزا در حد يک واحد قدر (حدود 5/2 برابر) بين حداکثر و حداقل آن است که امکان دارد چند ماه يا حتي چند سال طول بکشد. تغيير در ميزان نور خروجي ابط الجوزا به علت تغيير در اندازه اين ستاره رخ مي دهد. هر چند تغييرات ستاره ابط الجوزا روندي منظم ندارد ولي برعکس ضربان و تغييرات بعضي از ستاره ها در چند روز يا هفته چنان منظم است که مي توان آن را به تپش قلب موجود زنده تشبيه کرد. اين قبيل ستاره ها را متغيرهاي قيفاووسي مي نامند و نظمشان به قاعده اي است که هر چه دوره تغييرات طولاني تر باشد تابندگي آنها هم بيشتر است. بعضي از ستاره ها که درخشندگي آنها به ظاهر تغيير مي کند در واقع زوج هايي هستند که در زمانهاي معيني يکي از آنها باعث اختفاي ديگري و در نتيجه مانع رسيدن نور ديگري به ما مي شود. يکي از نمونه هاي شناخته شده آنها که به دوتايي گرفتگي معروف اند ستاره الغول از صورت فلکي برساووش است که روشني آن تا ميزان يک سوم در هر 2 روز و 20 ساعت و 49 دقيقه کم مي شود. نواخترها هم از ديگر ستارگان متغيري هستند که ناگهان هزاران بار بيشتر از معمول نوراني و شعله ور مي شوند که تا چند روزي به درخشندگي ادامه مي دهند و رفته رفته محو مي شوند.

 

تفاوت بين دنباله دارها و شهابها چيست؟

گاهي مردم دنباله دارها را با شهابها  اشتباه مي گيرند در حالي که اين دو کاملا" مجزا از يکديگرند. شهابها در واقع ذرات بسيار ريزي هستند که در فضاي ميان سيارات پراکنده اند. هنگامي که اين ذرات به جو زمين وارد مي شوند بر اثر اصطکاک با جو مي سوزند و به صورت ردهاي نوراني ديده مي شوند. ولي دنباله دارها توده هايي از يخ و غبار و ذرات ريز هستند که در مدارهاي طولاني به دور خورشيد مي گردند. اندازه هسته اصلي دنباله دارها بزرگتر از چند کيلومتر نيست. اما هنگامي که به نزديکي خورشيد مي رسند به دليل تابش شديد خورشيد گاز و غبار آنها جدا مي شود و دنباله اي خلاف جهت تابش خورشيد تشکيل مي شود که ممکن است طول آن به ميليونها کيلومتر برسد.

 

اولين تلسکوپ را چه کسي اختراع کرد؟

هيچ کس به طور حتم نمي داند چه شخصي اولين مخترع تلسکوپ بوده است. بنابر يک داستان شاگردي از روي شيطنت يکي از عدسيهاي عينک استاد کار خود را در مقابل عدسي ديگر آن قرار داد و براي نخستين بار دريافت که از پشت آنها مي توان برج کليسايي را که در فاصله دور قرار دارد بسيار نزديک ببيند. با اين حال امروزه بر اين عقيده ايم که احتمالا" تلسکوپ توسط هانس ليپرشي عينک ساز هلندي در سال 1608 اختراع شده است. شايد هم شاگرد داستان نقل شده نزد ليپرشي کار مي کرده است و استاد کار همه اعتبار اين ابداع را به خود اختصاص داده است.
عدسيهاي ساده عينک از زمانهاي قديم شناخته شده بود. يونانيها احتمالا" با استفاده از عدسيهاي بزرگ کشتيهاي دشمن را به آتش مي کشيدند. قديمي ترين شيئي شناخته شده که شبيه عدسي است از حفاريهي باستانشناسي بابل به دست آمده است و گمان مي رود که از آن به عنوان شيشه درشتنما براي خواندن خطوط الواح گلي استفاده مي شد. در هلند کسي در مورد اين اختراع جديد به عنوان وسيله مشاهده آسمان فکر نمي کرد. آنها از اين اختراع فقط به صورت يک اسلحه نظامي استفاده مي کردند. زيرا با عدسي مي توانستند محل دشمن را بدون آنکه ديده شوند پيدا کنند. در سال 1608 اخبار و شايعات مربوط به اين اختراع شگفت آور جديد در سراسر اروپا مانند صاعقه پيچيد. وقتي گاليله از آن با خبر شد او نيز اهميت کاربرد اين وسيله را در زمان جنگ دريافت. ولي در عين حال به امکان کاربردهاي ديگر آن نيز توجه کرد. حتي قبل از آنکه يکي از تلسکوپهاي هلندي در ايتاليا به دست گاليله برسد او براي خودش يک تلسکوپ ساخت. اولين تلسکوپ گاليله داري يک عدسي شيئي به قطر 2/4 سانتيمتر بود که فقط 3 برابر بزرگتر نشان مي داد. ولي عدسي تلسکوپي که او اکتشافات نجومي خود را با آن انجام داد داري قطر 4/4 سانتيمتر بود و 33 برابر بزرگتر نشان مي داد.

 

منظور از قدر مطلق ستارگان چيست؟

براي مقايسه درخشندگي واقعي ستارگان بايد قدر مطلق آنها را تعيين کرد. قدر مطلق عبارت است از قدر ظاهري ستاره هنگامي که فاصله آن با ما 10 پارسک (6/32 سال نوري) باشد.
براي مثال اگر خورشيد 10 پارسک دورتر از ما بود همانند ستاره اي کم نور با قدر ظاهري 8/4 ديده مي شد. قدر مطلق شعري يماني 5/1+ است . زيرا آن هم نزديکتر از فاصله استاندارد قرار دارد. دنب نورانيترين ستاره صورت فلکي دجاجه از قدر اول است ولي قدر مطلق آن نشان مي دهد که يکي از درخشانترين ستارگان راه شيري است. زيرا اگر در فاصله استاندارد قرار مي گرفت همانند ستاره اي با قدر 7- ديده مي شد. در اين صورت به غير از ماه و خورشيد نورانيترين جرم آسماني بود و حتي نور آن مي توانست سايه ايجاد کند.

 

چرا ما از روي زمين فقط نيمي از ماه را مي بينيم؟

ماه تقريبا" 27 روز طول مي کشد تا يک بار به دور زمين بگردد. در همين زمان ماه دقيقا" يک دور کامل نيز به دور خود مي چرخد. به اين جهت ماه همواره يک روي خود را به ما نشان مي دهد. انسان از روي زمين فقط يک روي کره ماه را مي تواند ببيند. پشت ماه را فقط فضانوردي که با سفينه خود به دور ماه مي چرخد قادر است مشاهده کند. به هر جهت انسان مي تواند به دليل نامنظمي هاي گوناگون در مدار ماه و نيز از طريق تغيير مکان مشاهده ماه در روي زمين در طول زمان 59% سطح ماه را مشاهده کند. بقيه 41% سطح ماه قبل از آغاز دوران سفر به فضا براي انسان کاملا" ناشناخته بود.

 

چرا ماه به روي زمين سقوط نمي کند؟

زمين با نيروي گرانش خود ماه را به سوي خود مي کشد. اگر انسان ماه را که در حقيقت بي وقفه به دور سياره ما مي چرخد از گردش باز مي داشت ماه فقط براي مدت کوتاهي ثابت مي ايستاد آنگاه با سرعتي فزاينده به سمت زمين مي شتافت و در نهايت با آن برخورد مي نمود. البته اين عمل ميسر نيست. ماه از همان زمانهاي اوليه با سرعتي برابر 3659 کيلومتر در ساعت به دور زمين در حال گردش بوده است. در اثر اين حرکت گردشي يک نيروي گريز از مرکز به سمت خارج ايجاد مي شود که درست به اندازه نيروي گرانش زمين که به سمت داخل کشش دارد است. اين دو نيروي مخالف اثر يکديگر را به طور متقابل خنثي مي کنند به نحوي که ماه همواره بر مدار خود باقي مي ماند.

 

منظور از درياهاي ماه چيست؟

لکه هايي که با چشم عادي و غير مسلح روي سطح ماه مشاهده مي شود قبلا" به شکل اقيانوس به نظر مي رسيد و براي همين دريا نام داده شد. امروزه مي دانيم که نيروي جاذبه ماه آنقدر کم است که قادر به نگاه داشتن آب و هوا نيست. بنابراين ماه هيچگاه داري اقيانوس نبوده است. درياهاي ماه سطوح عظيم و کاملا" خشک از سنگ گدازه ها هستند. اين گدازه ها ميلياردها سال پيش در بخشهايي از سطح سفيد ماه که مملو از دهانه هاي آتشفشاني بوده سرازير شده و روي قسمتهايي از آنها را پوشانيده است. سپس اين حجم عظيم گدازه ها سرد شده اند. در حال حاضر چون مانند سابق اجرام آسماني زيادي در فضا وجود ندارد درياهاي ماه به ندرت مورد اصابت گلوله هاي آتشين و بزرگ فضايي واقع مي شوند به طوريکه اين مناطق تاريک داري دهانه هاي آتشفشاني بسيار کمتري نسبت به چشم اندازهاي سفيد قديمي هستند.

 

کوتوله هاي سفيد و ستارگان نوتروني چه هستند؟

ستارگان پير و قديمي مانند خورشيد ما به تدريج لايه هاي بيروني خود را دفع مي کنند. ستارگان سنگين در پايان عمر خود منفجر مي شوند. البته اکثر اوقات يک هسته تمام سوخته از آنها باقي مي ماند. اگر اين هسته کمتر از 4/1 جرم خورشيد وزن داشته باشد به يک کوتوله سفيد تبديل مي شود. يعني کره اي که نزديک به اندازه کره زمين است. البته در اين کره کوچک تمام توده جرم خورشيد متراکم مي شود به نحوي که يک قاشق چاي خوري از ماده کوتوله سفيد چندين تن وزن خواهد داشت.
شگفت تر از اين سرنوشت باقيمانده ستارگاني است که بين 4/1 تا 3 برابر جرم خورشيد وزن دارند. آنها به صورت کره هايي که حدود 20 کيلومتر قطر دارند فرو مي پاشند. يک سانتيمتر مکعب از مواد آنها شايد چيزي حدود 100 ميليون تن وزن خواهد داشت. اين باقيمانده هاي ستاره ي را با نام ستاره هاي نوتروني مشخص مي کنند. زيرا آنها تقريبا" به طور کامل از ذراتي ساخته شده اند که نوترون نام دارند. انسان مي تواند ستاره هاي نوتروني زيادي را در آسمان نظاره کند. اين کره هاي کوچک ولي پر جرم بسيار سريع حول محور خود مي چرخند. روي اين کره هاي کوچک نقاطي وجود دارد که پرتو افشاني بسيار زيادي دارند. هرگاه اين نقاط به طرف زمين قرار مي گيرند نوري شديد و لحظه اي دريافت مي شود. در واقع انسان در آسمان يک منبع نور و تشعشع تپشي يا لحظه اي مشاهده مي کند. به اين جهت ستارگان نوتروني را تپ اختر نيز مي نامند.

 

سياهچاله چيست؟

کوتوله هاي سفيد و ستاره هاي نوتروني را همواره مي توان ديد. اما مشاهده باقيمانده هاي ستاره اي که وزني بيش از 3 برابر جرم خورشيد دارند امکانپذير نيست. اين ستاره ها به صورت ساختارهاي چنان کوچک و متراکمي فرو مي پاشند که بر سطح آنها نيروي گرانش غير قابل تصوري حکمفرما مي شود. اين نيروي گرانش در نهايت چنان زياد مي شود که همه چيز حتي نور را جذب مي کند و در خود به دام مي اندازد. چنين باقيمانده هاي ستاره اي را به همين دليل نمي توان ديد و لذا آنها را سياهچاله مي نامند. اين ساختارهاي شگفت انگيز همچون گردابي عظيم تمام چيزهايي را که نزديک آنها مي شوند میبلعند اما نمي گذارند هيچ چيز حتي نور از دست آنها رها شود و بگريزد.
چون سياهچاله ها هيچ پرتويي از خود نمي تابانند نمي توان آنها را به طور مستقيم مشاهده کرد. با اين وجود اخترشناسان بر اين باورند که قراين و شواهدي براي اثبات وجود اين اجرام آسماني يافته اند. براي مثال ستارگاني را مي توان در آسمان يافت که دور مرکزي ناپيدا در گردشند. که اين مرکز در واقع فقط مي تواند يک سياهچاله باشد. سياهچاله گاهگاه موادي را از اين ستاره مي ربايد که در اين فرآيند اين مواد شديدا" داغ مي شوند و قبل از آن که توسط سياهچاله بلعيده شوند پرتوهاي رونتگن (اشعه ايکس) از خود مي تابانند. اين پرتوها را آواي مرگ ماده نيز مي نامند.

 

مزایا و معایب تلسکوپ های شکستی چيست؟

تلسکوپ های شکستی فواید بسیاری نسبت به باقی تلسکوپ ها دارند؛ محیط آن ها بسته است. بنابر این گرد و خاک و رطوبت نمی توانند داخل لوله ی تلسکوپ شوند.
سیستم اپتیکی آن ها ثابت است؛ بنابر این احتیاجی به هم خط سازی های اپتیکی ندارند. یعنی اپتیک آن ها احتیاجی به تنظیم شدن توسط کاربر را ندارد.
تلسکوپ های شکستی همچنین مانعی در مرکز شان ندارند که باعث کاهش میزان نور ورودی به داخل لوله شود که باعث تغییر در الگوی پراش در تصویر شود.
در نتیجه تضاد نوری بالا و کیفیت بالای تصاویر ایجاد شده در تلسکوپ های شکستی، این نوع از تلسکوپ ها را برای رصد سیارات ایده آل می کند.
مشکل اصلی شکستی ها این است که از آنجایی که بسیاری از طول موج های نور از میان یک شیشه عبور می کنند، شکست نامنظم این پرتو ها باعث ایجاد رنگ های کاذب حول یک جسم روشن می شود. این مشکل هم با استفاده از عدسی های اضافی و شیشه های مخصوص بر طرف خواهد شد.
از آنجایی که معمولا حداقل چهار لایه عدسی دریک تلسکوپ باید به صورت بسیار دقیقی تراش خورده، صیقلی شده و لایه اندود شود، این نوع تلسکوپ ها به هزینه ی بسیار بالاتری برای تولید شان نسبت به باقی تلسکوپ ها نیاز است.

 

مزایا و معایب تلسکوپ های آئینه ای چيست؟

معمول ترین نوع از تلسکوپ های بازتابی امروزه به تلسکوپ های نیوتنی معروف اند. چرا که طراحی اولیه آن ها حاصل ابتکار اسحاق نیوتن بوده است.
آینه از لایه اندود کردن روی سطح یک قطعه شیشه ی مقعّر با استفاده از مواد باز تابنده ی نور ایجاد می شود.
پرتو های نور وارد شده در تلسکوپ، پس از برخورد با سطح آینه بازتاب می شود و از آنجایی که از میان شیشه ای عبور نمی کنند، رنگ های کاذبی هم ایجاد نمی شود.
یک آینه با نسبت کانونی بالا می تواند روی بخشی از سطح یک کره شکل گیرد.
این امر برای تلسکوپ های بازتابی کوچک و بازتابی هایی با نسبت کانونی 9 (f/9) یا بالاتر کارآمد است.
اما برای بازتابی های بزرگ تر و آن هایی که نسبت کانونی 8 یا کمتر دارند، این آینه های مقعر کروی، تمام پرتو های نور را در یک نقطه کانونی نمی کنند.
پرتو هایی که از لبه ی آینه بازتاب می شوند، در نقاط دیگری نسبت به پرتو های مرکزی کانونی می شوند که در نتیجه تصویر فاقد تضاد نوری لازم به علت انحرافات کروی (اختلالات حاصل از کروی بودن آینه) است.
جهت غلبه بر این عیب، سطوح آینه را در حین صیقلی شدن، به صورت سهمی وار تراش می دهند که در نتیجه تمام پرتو های نور را در یک نقطه کانونی می کند.

 


نگهداری و تمیزکاری تلسکوپ :

رصدگران سعی می کنند که هيچ‌گاه اپتيک خودشان را تميز نکنند. به این دلیل که امکان دارد در هنگام تمیز کردن، در مقایسه با زمانی که تمیز نمی‌شوند، آسيب بيشتري به سطح شيشه‌اي حساس عدسی‌ها یا آینه‌ها برسد.
براي پاک کردن آينه‌ي تلسکوپ بازتابي، آینه را از جايش درآورده و با آب مقطر آن را بشویید. اگر پس از اينکار تميز شد، با دقت آن را بوسيله‌ي جريان هوا (سشوار) خشک کنيد. اگر تميز نشده بود، بگذاريد آينه در آب گرم کاملاً خيس شود. سپس يک قطره مايع ظرفشويي به آن اضافه کنید (قبلاً از تميز بودن ظرفی که در آن شستشو صورت می‌گيرد اطمينان حاصل کنيد) سپس دوباره با آب مقطر آن را بشوييد. اگر هنوز کثيف بود، از مقدار بيشتری مايع شوينده استفاده کنید.
برای تمیز کردن عدسی تلسکوپ شکستی، باید از روش دیگری استفاده کرد. هرکاری که می‌کنید، ابداً آن‌ها را باز نکنيد! بهترين راه براي پاک کردن عدسي‌ها اين است که به آرامي ذرات را با يک پارچه‌ي بدون کرک يا پارچه‌ي کتاني که به الکل ايزوپروپيل خالص يا يک محلول مخصوص پاک کردن عدسی آغشته شده، پاک کنيد. ولي در ابتدا اطمينان حاصل کنيد که هيچ ذره‌ي غباري روي سطح عدسی وجود ندارد: مي‌توانيد اين کار را با دميدن هوا يا يک قلم‌موی نرم با موهاي کم انجام دهيد. قلم‌موي سخت امکان دارد پوشش روي عدسی و يا حتي روی خود شيشه‌ي عدسی را خش بيندازد.

blueline


   تمامی حقوق این وبسایت متعلق به ژئوتکنیک بوده و هر گونه کپی برداری با درج منبع ، بلامانع است.